تجربه ی وحشتناک و گناه آلودم در چند سال بیهوده ای که تلف کردمشروع آشفتگی و نامهربانی بعد از هر حس خوبی بودفکر می کردم روتین زندگی یعنی همینی که ادعا میشهخدا گفته و خدا خواست و ....(البته یه خدای دروغینی که خیلی فاصله داره با خدای باورهایم)خداروشکر که خدا خواست و زندگیم به مسیر عادیش برگشتو دیدم و با بند بند وجودم احساس کردم کهاز یک خوشی به هزاران سرخوشی پیوند می زنیم واین ماجرا به صورت جالبی همچون آبشاربیشتر و بیشتر میشه و خوشی هایمان بی پایان به اوج می رسند وهیچ انتهایی ندارندخدا این دلخوشی رو از ما نگیرهآرزوی بابکاین خوشی های بی پایانه
برچسب:
نویسنده: رویا طاهری
تاريخ: چهارشنبه
27 تير
1403 ساعت: 22:33